تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
تنها پديدهء درونى ما را بيان مى كند و در مقابل يك موضوع خارجى كه زيبا است ( و در تعريف فوق روشن نگشته است ) در ما پديدار شده است ، اما موضوع زيبا در تعريف فوق كاملًا مبهم مانده است .
گروه ديگر مى گويند :
« هر چيز كه ذوق سليم زيبا تشخيص بدهد آن چيز زيبا است » .
در اين تعريف به جاى لذت بردن تشخيص ذوق سليم به كار برده شده است . اشكال اين تعريف هم كاملًا روشن است و آن اين است كه ذوق سليم با قطع نظر از اين كه در همهء افراد حتى افراد يك جامعه به ندرت پيدا مى شود ، ( در حالى كه درك زيبايى مخصوص افراد محدودى نيست ) ذوق وسيلهء درك و چشيدن حقيقتى است كه با قطع نظر از وجود آن ذوق تحقق دارد . اين همان اشكال است كه به تعريف فوق نيز وارد است ، چنان كه در تعريف مزبور : ( شىاى موجب لذت ) كه همان موضوع زيبايى است مجهول الهويه مى ماند ، همچنان هر چيز كه موضوع واقعى زيبايى است ، در اين تعريف ناشناخته مانده است .
بدينسان هر تعريفى كه در بارهء زيبايى گفته شود و داراى يك موضوع خارجى عمومى و مبهم مانند هر چيز و يا هر شىاى و يك پديدهء روانى عمومى را مانند خوشايند بودن و لذت بار بودن در برداشته باشد ، مفيد نخواهد بود .
بدين ترتيب تعريفاتى هم كه در بارهء مقابل زيبايى يعنى زشتى گفته مى شود ، اگر موضوع خارجى كه موجب كراهت و تنفر و ناخوشايندى مى باشد با كلماتى از قبيل : چيزى ، هر شىاى تعبير شود ، هيچ حقيقتى را در بارهء زشتى روشن نخواهد ساخت براى توضيح اجمالى دو موضوع زشت و زيبا مسائلى را مطرح مى كنيم :
١ - دخالت درون انسانى در دو مفهوم زيبايى و زشتى مسلم است كه چگونگى وضع درونى انسان در درك زيبايى و چشيدن لذت آن دخالت اساسى دارد ، تا آن جا كه گروهى عقيده مند شدهاند كه خود زيبايى يكى از