تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - منتخباتى از كتاب مرگ سقراط ، تاليف آلوفنس دولا مارتين
بلند . . . » [١] منتخباتى از كتاب مرگ سقراط ، تاليف : آلوفنس دولا مارتين « دوستانش در حالى كه ديده گان او را به دقت بر پيشانى با شكوه و چشمان وى كه از نگاه آسمان باز نمى ايستاد ، دوخته و انفاس خويش را چنان در سينه ساكن كرده بودند كه گفتى دم بر نمى آرند ، همچون كسانى كه بادبان سفينهاى را كه بر روى دريا در حركت بنگرند ، آخرين نگاه خويش را با حسرت و دريغ بر او افكنده چشم از وى بر نمى داشتند . » [٢] [ سقراط به شاگردانش مى گويد ] :
« اگر حيات براى وصول به مرگ نباشد پس به چه اميد و براى چه زندگى مى كنيم ؟ و چرا من براى حق و عدالت برنج و سختى تن در دادهام ؟ و براى چه در اين فناى محض كه زندگانيش نام است روان من با اميال و اهواى پست جسمانيم به جنگ برخاست ، خود اگر چند مطيع و مغلوب آن گرديده باشد ، اى عزيزان بىوجود مرگ تقوى و عفت را سرانجام چه مى بود ؟ » [٣] [ سقراط مى گويد ] :
« مع هذا كه را ياراى تعمق و غور در حقيقت مرگ است ؟ خدايان انگشتان خويش را بر لبان زيباى او نهادهاند [ تا پرده از رازهاى خود بر نگيرد . ] كه مى داند كه آيا روح شادمانه در دستهاى مرگ ، كه مهياى گرفتن آن است ، فرو مى افتد يا با اندوه و رنج ؟ من كه هنوز در قيد حياتم ، نمى دانم ، ولى گمان مى كنم كه در عمق
[١] رافائل ، ص ٣١٥ - ٣١٤ . .
[٢] مرگ سقراط ، تأليف دولا مارتين ، ترجمه دكتر ذبيح اللَّه صفا ، ص ٣٠ . .
[٣] مرگ سقراط ، تأليف دولا مارتين ، ترجمه دكتر ذبيح اللَّه صفا ، ص ٣١ . .