تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - منتخباتى از كتاب رافائل - آلفونس دولا مارتين
مشاهده مى كنم آيا آن همه فضيلت براى تو حكم خواب و خيالى داشت و آيا روح تو مانند نورى كه من از تصوير تو باز مى گيرم به نيستى و فنا گراييده است ؟ نه ، نه ، خداوند صديق و مهربان است او چون تو كسى را كه طفلى را هم فريب نداده به هيچ روى نفريفته و هر چه بر او نموده است راست و درست بود » [١] [ رافائل ] :
« تمام روزهاى پيش از عزيمت را وقف توديع و به درود گفتن كرديم ، اما نمى خواستيم اين وداع ما در زير سايهء ديوارهايى كه روح را محبوس مى كند يا در نظر مزاحمتى كه دل را عذاب مى دهد صورت گيرد ، بلكه آرزو داشتيم كه زير آسمان آزاده در فضاى وسيع در ميان انوار طبيعت و در عين سكوت و تنهايى بدان كار مبادرت كنيم ، زيرا طبيعت با تمام عواطف بشر مشاركت مى كند و چنان است كه آنها را دريابد و بر همه راه جويد و به آسمانها برد تا به درجهء الوهيت و پاكى محض برساند . » [٢] [ رافائل ] :
« پس در قبال اين افق كه جمالى خدايى در آن پنهان بود به زانو درآمدم و بازوان را گشودم و بر هم نهادم . چه گمان مى كردم بدين وسيله روحى را كه آثار پاى عزيزش بر اين سرزمين نهاده است در آغوش مى كشم . » [٣] [ رافائل ] :
« اين يكى از عجايب و از اسباب خوشبختى آدمى است كه بلا فاصله پس از فقدان آن چه دوست مى دارد باور داشتن فناى او براى وى محال است . با آن كه آثار و دلايل مرگ ژولى را از هر طرف مشاهده مى كردم هنوز نمى توانستم خود را يك باره ازو جدا بدانم .
[١] رافائل ، ص ٢٧٢ - ٢٧١ . .
[٢] رافائل ، ص ٢٥٢ - ٢٧٤ .
[٣] رافائل ، ص ٢٩١ . .