تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٨ - اقامه دليل بر ضمان مقبوض بعقد فاسد
و اين تقرير مسلّما شامل عقود فاسدهاى كه صحيح آنها موجب ضمان است مىشود.
و نيز ايشان در مسئله عدم ضمان در رهن فاسد فرمودهاند:
صحيح اين عقد (عقد رهن) موجب ضمان نيست پس چگونه فاسدش را باعث ضمان بدانيم؟
و اين بيان بر عكس قاعده مذكور دلالت دارد.
و ما نديديم كه هيچيك از فقهاء در اينقاعده تأمّل و دقّت كرده باشند مگر شهيد ثانى رضوان اللّه عليه در مسالك، ايشان در ذيل مسئله فساد عقد سبق و رمايه فرمودهاند:
آيا سابق (برنده مسابقه) مستحقّ اجرة المثل بوده يا چنين استحقاقى ندارد؟
شرح مطلوب
قوله: ثمّ انّ هذه المسئلة: يعنى مسئله « ما ابتاعه بالعقد الفاسد».
قوله: من جزئيّات القاعدة المعروفة: يعنى من مصاديق و افراد القاعدة المعروفة.
قوله: و هذه القاعدة اصلا و عكسا: مقصود از « اصل » فقره اوّل يعنى:
كلّ عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده بوده.
و مراد از « عكس » فقره دوّم يعنى:
و ما لا يضمن بصحيحه لا يضمن بفاسده مىباشد.
قوله: إلّا انّها يظهر الخ: ضمير در « انّها » به قاعده عود مىكند.
قوله: فانّه علّل الضمان الخ: ضمير در « فانّه » به شيخ طوسى عليه الرّحمه راجع است.
قوله: بانّه دخل الخ: ضمير در « انّه » و « دخل » به عامل عقد فاسد راجع است و مقصود از « دخل » اقدام مىباشد.
قوله: بعوض واقعى: مقصود عوض المثل مىباشد.
قوله: او جعلى: مراد از عوض جعلى، عوض المسمّى است.
قوله: و هذا المعنى: يعنى اين تقرير و بيان مرحوم شيخ طوسى.