تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٥ - اقامه دليل بر ضمان مقبوض بعقد فاسد
حضرت درباره كنيزى كه مسروقه بوده و بفروش رفته و مشترى او را مستولده نموده و پس از آن معلوم شده كه كنيز مسروقه بوده است فرمودهاند:
صاحب كنيز او را از مشترى اخذ كرده منتهى مشترى بايد قيمت ولد را به صاحب كنيز بدهد.
تقريب استدلال
در اينحديث امام عليه السّلام حكم فرمودند باينكه مشترى قيمت ولد را ضامن است با اينكه ولد نماء كنيز بوده و مشترى از اين نماء استيفاء منفعت نكرده و پرواضح است كه وقتى مشترى را در قبال چنين نمائى ضامن بدانيم نسبت به اصل (كنيز) بطريق اولى بايد ضامن باشد زيرا از آن استفاده كرده است.
و البتّه بايد توجّه داشت كه استيلاد كنيز از قبيل اتلاف نماء نبوده بلكه احداث نماء بوده كه براى ملك قابليّت ندارد، پس مىتوان گفت نماء بمنزله شيئ است كه خود بخود تلف شده نه بمثابه تلف است كه بتوسّط اتلاف غير از بين رفته باشد.
شرح مطلوب
قوله: لم يملكه: يعنى قابض مالك مقبوض نمىشود.
قوله: و كان مضمونا عليه: ضمير در « كان » به ما ابتاعه و در « عليه » به قابض راجع است.
قوله: فلانّه مقتضى فرض الفساد: ضمير در « فلانّه » به ضمان راجع است.
قوله: بمعنى كون تلفه عليه: ضمير در « تلفه » به مقبوض و در « عليه » به قابض راجع است.
قوله: و هو احد الامور الخ: ضمير « هو » به ضمان راجع است.
قوله: و تبعه فى ذلك: ضمير منصوبى در « تبعه » به شيخ الطائفه راجع بوده و مشار اليه « ذلك » ادّعاء اجماع مىباشد.
قوله: عند المحصّلين: يعنى عند العلماء.