تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
اتفاق علماء بر عدم وجوب استماع در همه حال، دليل بر اين است كه اين حكم به صورت كلى يك حكم استحبابى است، يعنى شايسته و مستحب است كه در هر كجا و در هر حال كسى قرآن را تلاوت كند، ديگران به احترام قرآن سكوت كنند و گوش جان فرا دهند، پيام خدا را بشنوند و در زندگى خود از آن الهام گيرند، زيرا قرآن تنها كتاب قرائت نيست، بلكه كتاب فهم و درك و سپس عمل است، اين حكمِ مستحب به قدرى تأكيد دارد كه در بعضى از روايات از آن تعبير به واجب شده است.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: يَجِبُ الانْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِ وَ فِى غَيْرِها وَ اذْا قُرِءَ عِنْدَكَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَيْكَ الانْصاتُ وَ الاسْتِماعُ:
«واجب است در نماز و غير نماز به هنگام شنيدن قرآن سكوت و استماع كرد و هنگامى كه نزد تو قرآن خوانده شود، سكوت كردن و گوش فرا دادن لازم است». «١»
حتى از بعضى از روايات استفاده مىشود: اگر امام جماعت مشغول قرائت باشد و فرد ديگرى، آيهاى از قرآن تلاوت كند، مستحب است سكوت كند تا او آيه را پايان دهد، سپس امام قرائت را تكميل كند، چنان كه از امام صادق عليه السلام نقل شده: على عليه السلام در نماز صبح بود و «ابن كَوّا» (همان مرد منافق تيره دل) در پشت سر امام عليه السلام مشغول نماز بود، ناگاه در نماز اين آيه را تلاوت كرد:
وَ لَقَدْ أُوحِىَ الَيْكَ وَ الَى الَّذِيْنَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِيْنَ: «به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مىشود و از زيانكاران خواهى بود!» «٢»