تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
بهترين گواه اين سخن خلافكارىهاى گوناگون آنها بود.
در اينجا روى سخن را به مسلمانان كرده، مىگويد:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بسيارى از علماى اهل كتاب و راهبان، اموال مردم را به باطل مىخورند، و خلق را از راه خالق باز مىدارند» «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ كَثيراً مِنَ الأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ».
جالب اين كه: همان گونه كه سيره قرآن است، در اينجا حكم را روى همه دانشمندان يهود و راهبان نبرده، بلكه با تعبير «كَثِيراً» در حقيقت، اقليت صالح را استثناء كرده است، و اين گونه دقت در ساير آيات قرآن نيز ديده مىشود كه در سابق به آن اشاره كردهايم.
اما اين كه: آنها چگونه اموال مردم را بيهوده و بدون مجوز و به تعبير قرآن از طريق «باطل» مىخورند؟ در آيات ديگر كم و بيش به آن اشاره شده و قسمتى هم در تواريخ آمده است.
يكى اين كه: حقايق تعليمات آئين مسيح عليه السلام و موسى عليه السلام را كتمان مىكردند، تا مردم به آئين جديد (آئين اسلام) نگروند، منافع آنها به خطر نيفتد و هدايايشان قطع نشود، چنان كه در آيات ٤١، ٧٩ و ١٧٤ سوره «بقره» به آن اشاره شده است.
و ديگر اين كه: با گرفتن «رشوه» از مردم، حق را باطل و باطل را حق مىكردند و به نفع زورمندان و اقويا، حكم باطل مىدادند، چنان كه در آيه ٤١ سوره «مائده» به آن اشاره شده است.
يكى ديگر از طرق نامشروع درآمدشان اين بود كه به نام «بهشت فروشى» و يا «گناهبخشى» مبالغ هنگفتى از مردم مىگرفتند و بهشت و آمرزش را كه منحصراً در اختيار خداوند است، به مردم مىفروختند كه در تاريخ مسيحيت سر