تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٩
فرزندانى كه مايه ننگ و ناراحتى هستند، تلاش كنند، و براى حفظ اموالى كه از طريق گناه به دست آوردهاند جان بكنند.
و از طرف ديگر، چون به اين اموال و فرزندان دلبستگى دارند و به سراى وسيع، پر نعمت آخرت و جهان پس از مرگ ايمان ندارند، چشمپوشى از اين همه اموال برايشان مشكل است، تا آنجا كه ايمانشان را روى آنها گذاشته و با كفر از دنيا مىروند، و به سختترين وضعى جان مىدهند.
مال و فرزند اگر پاك و صالح باشد، موهبت است و سعادت و مايه رفاه و آسايش، و اگر ناپاك و ناصالح باشد، رنج و عذاب اليم است.
***
نكتهها:
١- تفاوت آيه اول و دوم
بعضى سؤال مىكنند: چگونه در آغاز آيه اول، گفته شده است: خواه از روى اختيار يا اكراه انفاق كنيد، پذيرفته نمىشود.
در حالى كه در آخر آيه دوم، تصريح شده كه آنها جز از روى كراهت انفاق نمىكنند، آيا اين دو با هم منافات ندارد؟
ولى با توجه به يك مطلب پاسخ اين سؤال روشن مىشود و آن اين كه: آغاز آيه اول در واقع به صورت يك «قضيه شرطيه» است. يعنى، اگر از روى اطاعت و يا اكراه انفاق كنيد به هر شكل و به هر صورت باشد، پذيرفته نخواهد شد، و مىدانيم قضيه شرطيه دليل بر وجود شرط نيست.
يعنى به فرض كه از روى ميل و اختيار هم انفاق كنند فايده ندارد چون بىايمانند.
اما ذيل آيه دوم بيان يك «قضيه خارجيه» است و آن اين كه آنها هميشه از