تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
ديگر نيرومند و سربلند شدند.
و گروه چهارمى كه به عكس از عالىترين مرحله افتخار به قعر دره ذلت و خوارى سقوط كردند.
بسيارند كسانى كه از برابر صحنههاى مختلف تاريخ به آسانى مىگذرند بدون اين كه كمترين انديشهاى در آن كنند.
و نيز بسيارند كسانى كه به جاى بررسى علل و عوامل اصلى و زيربنائى حيات و مرگ ملتها، گناه را به گردن عوامل كماهميت كه نقش اساسى را بر عهده ندارند و يا عوامل موهوم و خرافى و خيالى مىاندازند.
بسيارى تمام علت بدبختى خود را به بيگانگان و سياستهاى مخرب آنها نسبت مىدهند.
و عدهاى همه اين حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاك مىپندارند.
و سرانجام عدهاى دست به دامن قضا و قدر- به مفهوم تحريفيافتهاش- و يا شانس و طالع و اقبال مىزنند و همه حوادث تلخ و شيرين را از اين طريق توجيه مىكنند.
همه اينها براى اين است كه: از درك علل واقعى وحشت دارند.
قرآن در آيات فوق، انگشت روى نقطه اصلى «دردها»، «درمانها» و عوامل پيروزى و شكست گذارده، مىگويد:
براى يافتن عامل اصلى لازم نيست آسمانها و زمينها را جستجو كنيد و يا به دنبال عوامل موهوم و پندارى راه بيفتيد، كافى است تنها در وجود، در فكر، روحيه و اخلاق خود، و در نظامات اجتماعى خودتان جستجو كنيد، هر چه هست در اينجا است!