تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
ديگرى به منزله «پود» بود و هيچ كدام از ديگرى بىنياز نبود.
سپس به گروه سوم اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند و به جامعه نوين شما نپيوستند، هيچ گونه ولايت، تعهد و مسئوليتى در برابر آنها نداريد تا اقدام به هجرت كنند» «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا».
و در جمله بعد، تنها يك نوع حمايت و مسئوليت را استثناء كرده و آن را درباره اين گروه اثبات مىكند، مىفرمايد: «هر گاه اين گروه (مؤمنان غير مهاجر) از شما به خاطر حفظ دين و آئينشان يارى بطلبند (يعنى تحت فشار شديد دشمنان قرار گيرند) بر شما لازم است كه به يارى آنها بشتابيد» «وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ».
«مگر زمانى كه مخالفان آنها جمعيتى باشند كه ميان شما و آنان پيمان ترك مخاصمه بسته شده» «إِلَّا عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ».
و به تعبير ديگر، لزوم دفاع از آنان در صورتى است كه، در برابر دشمنان مشترك قرار گيرند، اما اگر در برابر كفارى كه با شما پيمان بستهاند واقع شوند احترام به پيمان، از دفاع از اين گروه بىحال، لازمتر است!.
و در پايان آيه، براى رعايت حدود اين مسئوليتها و دقت در انجام اين مقررات، مىفرمايد: «و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بصير و بينا است» «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ».
همه اعمال شما را مىبيند و از تلاشها، كوششها، مجاهدتها و احساس مسئوليتها آگاه است، همچنين از بىاعتنائى، سستى، تنبلى و عدم احساس مسئوليت در برابر اين وظائف بزرگ با خبر مىباشد!
***