تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
به گمان اين كه ارتش اسلام اهميتى ندارد- نيفزايند.
لذا قرآن به دنبال جملههاى فوق مىگويد: «همه اينها به خاطر آن بود كه خداوند موضوعى را كه در هر حال مىبايست تحقق يابد انجام دهد» «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا».
نه تنها اين جنگ طبق آنچه خداوند مىخواست پايان گرفت، «همه كارها و همه چيز در اين عالم به فرمان و خواست او بر مىگردد» و اراده او در همه چيز نفوذ دارد «وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ».
در آيه ١٣ سوره «آل عمران» كه اشاره به مرحله سومى از نبرد روز «بدر» شده است مىخوانيم: دشمنان پس از شروع جنگ و مشاهده ضربات كوبنده سپاه اسلام كه مانند صاعقه بر سر آنها فرود مىآمد بوحشت افتادند، و اين بار احساس كردند ارتش اسلام زياد شده است حتى دو برابر آنچه بودند و به اين ترتيب روحيه آنان متزلزل گشت و به شكستشان كمك نمود.
از آنچه گفتيم روشن مىشود: تضادى نه ميان آيات فوق وجود دارد، و نه ميان آنها با آيه سيزدهم سوره «آل عمران»؛ زيرا هر كدام از اين آيات اشاره به يك مرحله از جنگ است.
مرحله اول، مرحله قبل از حضور در ميدان نبرد بود كه در خواب عدد آنها به پيامبر كم نشان داده شد.
مرحله دوم، به هنگام ورود در سرزمين «بدر» بود كه مسلمانان از عدد زياد لشكر دشمن آگاه و بعضى به ترس و وحشت افتادند.
مرحله سوم، هنگام آغاز مبارزه بود كه به لطف پروردگار و با مشاهده مقدمات اميدبخش، عدد دشمن در نظرشان كم جلوه كرد (دقت كنيد).
***