تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
نكنيد خدائى كه در سختترين حالات و پيچيدهترين شرائط او را به شكل معجز آسائى يارى كرد قادر است باز از او حمايت كند» «إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ». «١»
و آن زمانى بود كه مشركان «مكّه» نقشه و توطئه خطرناكى براى نابود كردن پيامبر كشيده بودند و همان گونه كه در ذيل آيه ٣٠ سوره «انفال» شرح آن گذشت، تصميم نهائى آنها پس از مقدمات مفصلى چنين شد كه عده زيادى شمشيرزن از قبائل مختلف عرب، خانه پيامبر صلى الله عليه و آله را شبانه در حلقه محاصره قرار دهند و صبحگاهان دستهجمعى به او حمله كنند و او را در بسترش از دم شمشيرها بگذرانند.
پيامبر صلى الله عليه و آله كه به فرمان خدا از اين جريان آگاه شده بود آماده بيرون رفتن از «مكّه» و هجرت به «مدينه» شد، اما نخست براى اين كه كفار قريش به او دست نيابند به «غار ثَوْر» كه در جنوب «مكّه» قرار داشت و در جهت مخالف جاده «مدينه» بود پناه برد، در اين سفر «ابوبكر» نيز همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
دشمنان كوشش فراوانى براى يافتن پيامبر كردند، ولى مأيوس و نوميد بازگشتند، و پيامبر صلى الله عليه و آله پس از سه شبانه روز توقف در «غار» و اطمينان از بازگشت دشمن، شبانه از بيراهه به سوى «مدينه» حركت كرد، و بعد از چندين شبانه روز، سالم به «مدينه» رسيد و فصل نوينى در تاريخ اسلام آغاز شد.
آيه فوق اشاره به يكى از حساسترين لحظات اين سفر تاريخى كرده، مىگويد: «خداوند پيامبرش را يارى كرد، در آن هنگام كه كافران او را بيرون كردند» «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا».
البته قصد كفار بيرون كردن او از «مكّه» نبود، آنها تصميم به كشتن او