تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤
را ياراى انكار آن نيست، و اگر «وهابيان» سختگير نيز در برابر آن تسليم شدهاند، به همين دليل است.
در حدود يك سال قبل «١» شخصى به نام «ابومحمّد» از «كنيا» سؤالى درباره ظهور مهدى منتظر عليه السلام از «رابطة العالم الاسلامى» كرده.
دبير كل «رابطه» يعنى «محمّد صالح القزاز» در پاسخى كه براى او فرستاده است ضمن تصريح به اين كه «ابن تيمية» مؤسس مذهب وهابيان نيز احاديث مربوط به ظهور مهدى عليه السلام را پذيرفته، متن رسالهاى را كه پنج تن از علماى معروف فعلى «حجاز» در اين زمينه تهيه كردهاند، براى او ارسال داشته است.
در اين رساله پس از ذكر نام حضرت مهدى عليه السلام و محل ظهور او يعنى «مكّه» چنين مىخوانيم:
«... به هنگام ظهور فساد در جهان و انتشار كفر و ستم، خداوند به وسيله او (مهدى عليه السلام) جهان را پر از عدل و داد مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است ...».
او آخرين «خلفاى راشدين دوازدهگانه» است كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر از آنها در كتب «صحاح» داده است.
احاديث مربوط به مهدى را بسيارى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند از جمله:
عُثمان بن عَفَّان، على بن ابى طالب، طَلْحَة بن عُبَيْداللَّه، عَبْدُ الرَّحْمن بن عَوْف، عبداللَّه بن عباس، عمار ياسر، عبداللَّه بن مسعود، ابوسعيد خدرى، ثوبان، قرة بن اياس مزنى، عبداللّه بن حارث، ابوهُرَيره، حُذَيفَة بن يَمان، جابر بن عبداللّه، ابوأَمامَه، جابر بن ماجد، عبداللّه بن عُمَر، انس بن مالك،