تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩
انبوهى از خرافات را به جاى آن نشانيدهاند، به همين دليل:
يا بايد انقلاب تكاملى اسلام را بپذيرند و دنياى فكرى مذهبى خود را نوسازى كنند.
و يا حداقل به صورت يك اقليت سالم در كنار مسلمانها قرار گيرند، و شرائط زندگى مسالمتآميز را بپذيرند.
پس از ذكر اين اوصاف سهگانه كه در حقيقت مجوز مبارزه با آنها است مىگويد: «اين حكم درباره آنها است كه اهل كتابند» «مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ».
كلمه «مِن» به اصطلاح در اينجا «بيانيه» است، نه «تبعيضيه» و به تعبير ديگر:
قرآن مىگويد: همه پيروان كتب آسمانى پيشين (متأسفانه) گرفتار اين انحرافات مذهبى شدهاند و اين حكم درباره همه آنها است.
پس از آن تفاوتى را كه آنها با مشركان و بتپرستان دارند در ضمن يك جمله بيان كرده، مىگويد: «اين مبارزه تا زمانى خواهد بود كه «جِزْيَه» را بپردازند در حالى كه تسليم باشند» «حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ».
«جِزْيَة» از ماده «جَزاء» به معنى مالى است كه از غير مسلمانان كه در پناه حكومت اسلامى قرار مىگيرند گرفته مىشود و اين نامگذارى به خاطر آن است كه آن را به عنوان «جزاء در برابر حفظ مال و جانشان» به حكومت اسلامى مىپردازند. (اين مطلبى است كه از سخنان «راغب» در كتاب «مفردات» استفاده مىشود).
«صاغِر» از ماده «صِغَر» (بر وزن پسر) به معنى كسى است كه به كوچكى راضى شود و منظور از آن در آيه فوق آن است كه پرداختن جزيه بايد به عنوان خضوع در برابر آئين اسلام و قرآن بوده باشد.
و به تعبير ديگر: نشانهاى براى همزيستى مسالمتآميز و قبول موقعيت يك