تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦
اسيران جنگى افراد خطرناكى وجود داشته باشند كه آزادى آنها، موجب برافروخته شدن مجدد آتش جنگ و به خطر افتادن پيروزى گردد، مسلمانان حق دارند اين گونه افراد خطرناك را نابود كنند، دليل اين موضوع در خود آيه و در تعبير «يُثْخِنَ» و «أَثْخَنْتُمُوهُمْ» نهفته شده است.
به همين دليل در پارهاى از روايات وارد شده پيامبر دستور داد دو نفر از اسيران جنگ «بدر» را به نامهاى «عقبة ابن ابى معيط» و «نضر بن حارث» را به قتل برسانند، و هيچ گونه فدائى از آنان نپذيرند. «١»
***
٣- در آيات بالا (٦٧ و ٦٨)، بار ديگر تأكيدى پيرامون مسأله آزادى اراده انسان و نفى مكتب جبر ديده مىشود؛ زيرا مىگويد: خداوند براى شما سراى جاويدان مىخواهد در حالى كه گروهى از شما در بند منافع مادى زودگذر هستيد.
***
٤- آيا گرفتن فداء منطقى و عادلانه است؟
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه: آيا گرفتن مبلغى در برابر آزاد ساختن اسيران با اصول عدالت سازگار مىباشد؟
و آيا اين يك نوع انسانفروشى نيست؟
ولى با كمى دقت، پاسخ اين سؤال روشن مىشود كه: «فِداء» در حقيقت يك نوع غرامت جنگى است؛ زيرا در هر جنگى مقدار زيادى از سرمايههاى اقتصادى و نيروى انسانى از ميان مىرود، گروهى كه به حق مىجنگند حق دارند