تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦
كرده كه موجب وهن و سستى در دين و تحقير برنامه پيامبران، امامان و پيشوايان عادل مىگردد و نيز سبب مىشود آنها نتوانند بر دشمنان پيروز شوند و دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحيد پروردگار و اجراى عدالت و ترك ستمگرى و از ميان بردن فساد، كيفر دهند.
به علاوه سبب مىشود: دشمنان در برابر مسلمانان جسور شوند و حتى مسلمانان به دست آنها اسير و مقتول گردند و سرانجام آئين خداوند عزّوجل برچيده شود». «١»
در ميان امتيازات فراوانى كه على عليه السلام داشت، و گاهى خودش به عنوان سرمشق براى ديگران به آن اشاره مىكند، همين مسأله عدم فرار از ميدان جهاد است، آنجا كه مىفرمايد: فَإِنِّي لَمْأَفِرَّ مِنَ الزَّحْفِ قَطُّ، وَ لَمْيُبَارِزْنِي أَحَدٌ إِلَّا سَقَيْتُ الأَرْضَ مِنْ دَمِهِ!:
«من هيچ گاه از برابر انبوه دشمن فرار نكردم (با اين كه در طول عمرم در ميدانهاى زياد شركت جستم) و هيچ كس در ميدان جنگ با من رو به رو نشد مگر اين كه زمين را از خونش سيراب كردم». «٢»
عجيب اين است كه: جمعى از مفسران اهل تسنن اصرار بر اين دارند كه:
حكم آيه فوق مخصوص جنگ «بدر» بوده است و اين تهديد و تشديدى كه در زمينه فرار از جهاد در آن بيان شده مربوط به جنگجويان «بدر» است، در حالى كه نه تنها دليلى در آيه بر اختصاص نيست بلكه مفهوم آيه يك مفهوم كلى درباره همه جنگجويان و همه مجاهدان است.