تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
«خداوند آنها را بكشد! و به لعن خود گرفتار و از رحمتش دور سازد! چگونه دروغ مىگويند و حقائق را تحريف مىكنند»؟! «قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ».
در مورد اين كه «عُزَير» و «مسيح» فرزند خدا هستند، در نكات بحث خواهد شد.
***
در آيه بعد، به شرك عملى آنان (در مقابل شرك اعتقادى) و يا به تعبير ديگر «شرك در عبادت» اشاره كرده، مىگويد: «يهود و نصارى دانشمندان و راهبان خود را، خدايان خود، در برابر پروردگار قرار دادند» «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ».
و نيز «مسيح فرزند مريم را به الوهيت پذيرفتند» «وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ».
«أَحبار» جمع «حَبْر» به معنى دانشمند و عالم و «رُهبان» جمع «راهب» به افرادى گفته مىشود كه به عنوان ترك دنيا در ديرها سكونت اختيار كرده و به عبادت مىپرداختند.
شك نيست يهود و نصارى در برابر علماء و راهبان خود سجده نمىكردند، و براى آنها نماز و روزه و يا ساير عبادتها را انجام نمىدادند، ولى از آنجا كه خود را بدون قيد و شرط در اطاعت آنان قرار داده بودند و حتى احكامى را كه بر خلاف حكم خدا مىگفتند واجب الاجرا مىشمردند، قرآن از اين پيروى كوركورانه و غير منطقى تعبير به «اتخاذ ربّ» كرده است.
اين معنى در روايتى كه از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده، آمده است كه فرمودند: أَما وَ اللَّهِ ما صامُوا لَهُمْ وَ لا صَلُّوا وَ لكِنَّهُمْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَراماً وَ حَرَمُّوا عَلَيْهِمْ حَلالًا فَاتَّبَعُوهُمْ وَ عَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ: