تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
شود.
بلكه انحطاط و خرافه و انحراف و بيمارى است كه به هر حال و به هر قيمت بايد ريشهكن گردد.
ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در هر لحظه بخواهند مىتوانند جهت خود را تغيير دهند، لذا بلافاصله اضافه مىكند: «اگر آنها توبه كنند و به سوى حق باز گردند، نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند، آنها را رها سازيد» و مزاحمشان نشويد «فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ».
و در اين صورت با ساير مسلمانان كمترين تفاوتى را ندارند و در همه احكام و حقوق با آنها شريكند.
«زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است» «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» و كسى كه به سوى او باز گردد را از در خود نمىراند.
***
سپس اين موضوع را در آيه بعد با دستور ديگرى تكميل مىكند تا ترديدى باقى نماند كه هدف اسلام از اين دستور تعميم توحيد، آئين حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه كردن اموال يا سرزمينهاى ديگران، مىفرمايد:
«اگر يكى از بتپرستان از تو در خواست پناهندگى كند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود» «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ إِسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ».
يعنى، در نهايت آرامش با او رفتار كن، و مجال انديشه و تفكر را به او بده تا آزادانه به بررسى محتواى دعوت تو بپردازد، و اگر نور هدايت بر دل وى تابيد آن را بپذيرد!
بعد از آن اضافه مىكند: «او را پس از پايان مدت مطالعه به جايگاه امن و امانش برسان تا كسى در اثناء راه مزاحم او نگردد» «ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ».
و سرانجام علت اين دستور سازنده را چنين بيان مىكند: «اين به خاطر آن