تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧
زبان است.
اين گونه تعبيرها در گفتگوهاى روزانه نيز كم نيست مثلًا مىگوئيم: «رنگ رخساره خبر مىدهد از سرّ درون» يا مىگوئيم: «چشمان به هم ريخته او مىگويد ديشب به خواب نرفته است».
از يكى از ادبا و خطباى عرب نقل مىكنند در سخنان خود چنين مىگفته است: سَلِ الأَرْضَ مَنْ شَقَّ أَنْهارَكَ وَ غَرَسَ أَشْجارَكَ وَ أَيْنَعَ ثِمارَكَ فَانْ لَمْ تُجِبْكَ حِوارا أَجابَتْكَ اعْتِباراً:
«از اين زمين بپرس: چه كسى راه نهرهاى تو را گشوده؟ درختانت را غرس كرده و ميوههايت را رسانيده؟ اگر زمين با زبان معمولى به تو پاسخ نگويد به زبان حال جواب خواهد گفت». «١»
در قرآن مجيد نيز تعبير سخن گفتن در زمينه زبان حال در بعضى از آيات آمده است، مانند: فَقالَ لَها وَ لِلأَ رْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ: «خداوند به آسمان و زمين فرمود: با ميل يا از روى اجبار بيائيد و سر بر فرمان نهيد، آنها گفتند: ما از روى ميل آمديم و سر بر فرمان نهاديم». «٢»
اين بود خلاصه دو نظر معروف در تفسير آيات فوق.
ولى نظر اول داراى اشكالاتى است كه ذيلًا بيان مىشود:
الف- در متن آيات، سخن از خارج شدن ذرات از پشت فرزندان آدم است نه خود آدم (مِنْ بَنِى آدَمَ- مِنْ ظُهُورِهِمْ- ذُرِّيَّتَهُمْ) در حالى كه تفسير اول از خود آدم يا از گِل آدم سخن مىگويد.