تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
كلمه) و نماز (پيوند خلق با خالق) موقعيت خاصى دارد، مخصوصاً انگشت روى اين دو قسمت گذارده است.
نخست مىفرمايد: «اى پيامبر! به آنها بگو: شما چه از روى اراده و اختيار در راه خدا انفاق كنيد و چه از روى كراهت و اجبار و ملاحظات شخصى و اجتماعى، در هر حال از شما پذيرفته نخواهد شد» «قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ». «١»
آنگاه به دليل آن اشاره كرده، مىفرمايد: «زيرا شما گروه فاسقى بوديد» «إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقينَ».
نيتهايتان آلوده، اعمالتان ناپاك، و قلبتان تاريك است، و خدا تنها عملى را مىپذيرد كه پاك باشد و از شخصى پاك و با تقوا سرزند.
روشن است كه «فسق» در اينجا يك گناه ساده و معمولى نيست؛ زيرا ممكن است انسان مرتكب گناهى شود در عين حال عملى خالص نيز انجام دهد، بلكه منظور از آن كفر و نفاق و يا آلوده شدن انفاقهاى آنها به ريا و تظاهر است.
و نيز هيچ مانعى ندارد كه «فسق» در جمله بالا به مفهوم وسيع كلمه، شامل هر دو باشد چنان كه آيه بعد نيز اين قسمت را توضيح خواهد داد.
***
در آيه بعد، بار ديگر عدم قبول انفاقات آنها را توضيح مىدهد و مىفرمايد:
«هيچ چيز مانع قبول انفاقات آنها نشده جز اين كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدهاند» «وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ» و هر