تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
شكست را بچشد!
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله نماز صبح را با ياران خواند فرمان داد به طرف سرزمين «حنين» سرازير شدند، در اين موقع بود كه ناگهان لشكر «هوازن» از هر سو مسلمانان را زير رگبار تيرهاى خود قرار دادند.
گروهى كه در مقدمه لشكر قرار داشتند (و در ميان آنها تازه مسلمانان «مكّه» بودند) فرار كردند، و اين امر سبب شد كه باقيمانده لشكر به وحشت بيفتند و فرار كنند.
خداوند در اينجا آنها را با دشمنان به حال خود واگذارد و موقتاً دست از حمايت آنها برداشت؛ زيرا به جمعيت انبوه خود مغرور بودند، آثار شكست در آنان آشكار گشت.
اما على عليه السلام كه پرچمدار لشكر بود با عده كمى در برابر دشمن ايستادند و هم چنان به پيكار ادامه دادند.
(در اين هنگام پيامبر در قلب سپاه قرار داشت)، عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و چند نفر ديگر از بنىهاشم كه مجموعاً از نُه نفر تجاوز نمىكردند و دهمين آنها «ايمَن» فرزند «امّ ايمَن» بود، اطراف پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفتند.
مقدمه سپاه به هنگام فرار و عقبنشينى از كنار پيامبر صلى الله عليه و آله عبور كردند، پيامبر صلى الله عليه و آله به عباس كه صداى بلند و رسائى داشت دستور داد: فوراً از تپهاى كه در آن نزديكى بود بالا رود و فرياد زند: يا مَعْشَرَ الْمُهاجِرِيْنَ وَ الأَنْصارِ يا أَصْحابَ سُورَةِ الْبَقَرَةِ يا أَهْلَ بَيْعَةِ الشَّجَرَةِ الى أَيْنَ تَفِرُّونَ هذا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله:
«اى گروه مهاجران و انصار! و اى ياران سوره بقره! و اى اهل بيعت شجره! به كجا فرار مىكنيد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله اين جا است»!
هنگامى كه مسلمانان صداى «عباس» را شنيدند، بازگشتند و گفتند: «لَبَّيْكَ،