تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
عمران بن حُصَين، و امّ سَلَمَه.
اينها بيست نفر از كسانى هستند كه روايات مهدى عليه السلام را نقل كردهاند و غير از آنها افراد زياد ديگرى نيز وجود دارند.
سخنان فراوانى نيز از خود صحابه نقل شده كه در آن بحث از ظهور مهدى عليه السلام به ميان آمده كه آنها را نيز مىتوان در رديف روايات پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داد.
زيرا اين مسأله از مسائلى نيست كه با اجتهاد بتوان چيزى پيرامون آن گفت (بنابراين آنها نيز طبعاً اين مطلب را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند).
سپس اضافه مىكند:
هم احاديث بالا كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده، و هم شهادت و گواهى صحابه كه در اينجا در حكم حديث است، در بسيارى از كتب معروف اسلامى و متون اصلى حديث اعم از «سنن»، «معاجم» و «مسانيد» آمده است. از جمله:
«سنن ابوداود»، «سنن ترمذى»، «ابن ماجه»، «ابن عمرو الدانى»، «مسند احمد» و «ابن يعلى»، «بزّاز»، «صحيح حاكم»، «معاجم طبرانى» (كبير و متوسط) «رويانى»، «دارقطنى»، «ابونعيم» در «اخبار المهدى»، «خطيب» در «تاريخ بغداد»، «ابن عساكر» در «تاريخ دمشق»، و غير اينها.
بعد از آن اضافه مىكند:
بعضى از دانشمندان اسلامى در اين زمينه، كتابهاى مخصوصى تأليف كردهاند از جمله:
«ابونعيم» كتاب «اخبار المهدى»، «ابن حجر هيثمى» كتاب «القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر»، «شوكانى» كتاب «التوضيح فى تواتر ما جاء فى المنتظر و الدجال و المسيح»، «ادريس عراقى مغربى» كتاب «المهدى»، «ابوالعباس ابن عبد المؤمن المغربى» كتاب «الوهم المكنون فى