تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
چگونه يك باره چنين وصلهاى را به وى چسباندند، آيا بهتر نبود به جاى چنين نسبت ناروائى در اين فكر فرو روند كه ممكن است دعوت او حق باشد، و مأموريتى از طرف پروردگار يافته باشد؟! آن چنان كه قرآن به دنبال اين جمله مىگويد:
«او فقط بيم دهنده آشكارى است كه جامعه خويش را از خطراتى كه با آن رو به رو است بر حذر مىدارد» «إِنْ هُوَ إِلَّا نَذيرٌ مُبينٌ».
***
در آيه بعد، براى تكميل اين بيان، آنها را به مطالعه عالم هستى، آسمانها و زمين، دعوت مىكند و مىفرمايد: «آيا در حكومت آسمانها و زمين و مخلوقاتى كه خدا آفريده از روى دقت و فكر نظر نيفكندند»؟ «أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ».
تا بدانند اين عالم وسيع آفرينش با اين نظام حيرتانگيز، بيهوده آفريده نشده و هدفى براى آن بوده است، و دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله در حقيقت دنباله همان هدف آفرينش، يعنى تكامل و تربيت انسان است.
«مَلَكُوت» در اصل از ريشه «مُلْك» به معنى حكومت و مالكيت است، و اضافه «واو» و «ت» به آن براى تأكيد و مبالغه مىباشد و معمولًا به حكومت مطلقه خداوند بر سراسر عالم هستى گفته مىشود.
نظر افكندن در نظام شگرف اين عالم هستى كه پهنه ملك و حكومت خدا است، هم نيروى خدا پرستى و ايمان به حق را تقويت مىكند، و هم روشنگر وجود يك هدف مهم در اين عالم بزرگ و منظم است، و در هر دو صورت، انسان را به جستجوى نماينده خدا و رحمتى كه بتواند هدف آفرينش را پياده كند مىفرستد.
سپس براى اين كه آنها را از خواب غفلت بيدار سازد مىفرمايد: «آيا در اين