تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥
خداوند در نخستين آيه مورد بحث پيامبرش را مورد عتاب قرار مىدهد و مىفرمايد: «خداوند تو را بخشيد؛ چرا به آنها اجازه دادى كه از شركت در ميدان جهاد خوددارى كنند»؟! «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ».
«چرا نگذاشتى آنها كه راست مىگويند از آنها كه دروغ مىگويند شناخته شوند»؟ و به ماهيت آنها پى برى؟ «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ».
در اين كه عتاب و سرزنش فوق كه توأم با اعلام عفو پروردگار است دليل بر آن است كه اجازه پيامبر صلى الله عليه و آله كار خلافى بوده، يا تنها «ترك اولى»، و يا هيچ كدام، در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى آن چنان تند رفتهاند، و حتى جسورانه و بىادبانه نسبت به مقام مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله گفتهاند كه آيه فوق را دليل بر امكان صدور گناه و معصيت از او دانستهاند، «١» و لااقل ادبى را كه خداوند بزرگ در اين تعبير نسبت به پيامبرش رعايت كرده كه نخست سخن از «عفو» مىگويد و بعد «مؤاخذه» مىكند رعايت نكردهاند و به گمراهى عجيبى افتادهاند.
انصاف اين است كه: در اين آيه- حتى در ظاهر آن- هيچ گونه دليلى بر صدور گناهى از پيامبر صلى الله عليه و آله وجود ندارد؛ زيرا همه قرائن نشان مىدهد چه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه مىداد و چه اجازه نمىداد، اين گروه منافق در ميدان «تبوك» شركت نمىكردند، و به فرض كه شركت مىكردند نه تنها گرهى از كار مسلمانان نمىگشودند كه مشكلى بر مشكلات مىافزودند، چنان كه در چند آيه بعد آمده كه خداوند از انبعاث آنها به سمت ميدان جهاد كراهت داشت و به دليل اين كه اگر شركت مىكردند موجب تخريب بودند مىفرمايد: