تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
هر يك نفر در برابر ده نفر استقامت كنند و بر آنها پيروز گردند.
و در جاى ديگر مىگويد: «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ» يعنى، عدم آگاهى آنها از هدفشان و آگاهى شما نسبت بهدف مقدستان، كمبود نفرات را جبران مىكند.
و در جاى سوم تعبير به «بِاذْنِ اللَّهِ» مىكند، يعنى امدادهاى الهى و كمكهاى غيبى و معنوى و لطف و رحمت پروردگار شامل حال چنين مجاهدان با ايمان و پر استقامت است.
امروز نيز مسلمانان در برابر دشمنان نيرومندى قرار دارند، اما عجب اين است كه در بسيارى از ميدانهاى جنگ، نفرات مسلمين از دشمن برترى دارند، ولى باز هم اثرى از پيروزى نيست و درست در جهت عكسِ «مسلمين نخستين» گام بر مىدارند.
اينها به خاطر آن است كه: آگاهى كافى- متأسفانه- در مسلمانان امروز نيست، روح استقامت را به خاطر تسليم شدن، در برابر عوامل فساد و زرق و برق مادى از دست دادهاند، حمايتهاى الهى نيز به خاطر آلودگى به گناه از آنها سلب شده است در نتيجه به چنين سرنوشتى گرفتار شدهاند!
ولى راه بازگشت هنوز باز است و اميدواريم روزى فرا رسد كه مفهوم آيات فوق بار ديگر در مسلمين زنده شود و به وضع ذلت بار كنونى پايان دهند.
***
٣- جالب توجه اين كه: در آيه اول كه سخن از نسبت يك و ده است براى مثال: «عِشْرُونَ» يعنى بيست نفر در برابر «مِأَتَيْن» يعنى دويست نفر و «مِائَةَ» يعنى صد نفر در برابر «أَلْفاً» يعنى هزار نفر انتخاب شده.
اما در آيه دوم كه سخن از نسبت يك به دو است، براى مثال «مِائَةٌ» يعنى يكصد نفر در برابر «مِأَتَيْن» يعنى دويست نفر و «أَلْفٌ» يعنى هزار نفر در برابر