تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
لشكر نيز به دنبال ضربتهاى سختى كه از مسلمانان خورده بودند و با مشاهده كار ابليس پا به فرار گذاشتند و به هنگامى كه به «مكّه» باز گشتند گفتند:
«سُراقة بن مالك» سبب فرار قريش شد، اين سخن به گوش «سراقه» رسيد و سوگند ياد كرد كه من به هيچ وجه از اين موضوع آگاهى ندارم، و به هنگامى كه نشانههاى مختلف وضع او را در ميدان «بدر» به او يادآورى كردند همه را انكار كرد و قسم خورد كه چنين چيزى نبوده و او از «مكّه» خارج نشده، به اين ترتيب معلوم شد آن شخص «سراقة بن مالك» نبوده است. «١»
دليل طرفداران تفسير اول، اين است كه: ابليس نمىتواند در شكل انسانى ظاهر گردد.
در حالى كه طرفداران تفسير دوم مىگويند: دليلى بر محال بودن اين موضوع در دست نيست، به خصوص كه نظير آن را در داستان هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله و آمدن پير مردى در شكل مردم «نَجْد» در «دار النّدوة» نيز نقل كردهاند، به علاوه ظاهر تعبيرات و گفتگوهائى كه در آيه فوق گذشت با مجسم شدن ابليس سازگارتر است.
آنچه مىتوان استفاده كرد اين است: آيه فوق نشان مىدهد مخصوصاً در برنامههاى گروهى، و جمعى، در صورتى كه در مسير حق يا باطل باشد يك سلسله امدادها و نيروهاى الهى و يا نيروهاى شيطانى فعاليت مىكنند و آنها در هر چهرهاى خودنمائى مىنمايند و پويندگان راه خدا بايد مراقب اين موضوع باشند.
***