تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
و اگر اين دو جنبه در روح انسان به صورت ريشهدار حلول كند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنهدار خواهد شد.
اين دو رشته اعمال عبارتند از: ترك هر گونه همكارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبارزه و درگيرى با آنها از يك سو.
خودسازى و خوديارى و جلب آمادگىهاى جسمى و روحى و مادى و معنوى براى شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانى و مردمى از سوى ديگر.
خوب كه دقت كنيم مىبينيم هر دو قسمت آن سازنده و عامل تحرك و آگاهى و بيدارى است.
با توجه به مفهوم اصلى «انتظار»، معنى روايات متعددى كه در بالا درباره پاداش و نتيجه كار منتظران نقل كرديم به خوبى درك مىشود. اكنون مىفهميم:
چرا منتظران واقعى:
گاهى همانند كسانى شمرده شدهاند كه: در خيمه حضرت مهدى عليه السلام يا زير پرچم او هستند، يا كسى كه در راه خدا شمشير مىزند، يا به خون خود آغشته شده، يا شهيد گشته است.
آيا اينها اشاره به مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق و عدالت نيست كه متناسب با مقدار آمادگى و درجه انتظار افراد است؟
يعنى، همان طور كه ميزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است انتظار، خودسازى و آمادگى نيز درجات كاملًا متفاوتى دارد كه هر كدام از اينها با يكى از آنها از نظر مقدمات و نتيجه شباهت دارد.
هر دو جهادند و هر دو آمادگى مىخواهند و خودسازى، كسى كه در خيمه رهبر چنان حكومتى قرار گرفته يعنى در مركز ستاد فرماندهى يك حكومت جهانى است، نمىتواند يك فرد غافل، بىخبر و بىتفاوت بوده باشد.