تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
نيمه راه باز گشتند و دست از يارى پيامبر صلى الله عليه و آله برداشتند.
و يا اشاره به ساير مواردى است كه بر ضد شخص پيامبر و يا افراد مسلمين توطئه چيدند كه تاريخ اسلام آنها را ثبت كرده است.
و مىافزايد: «آنها كارها را براى تو دگرگون ساختند» «وَ قَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ».
نقشهها كشيدند تا اوضاع مسلمانان را به هم بريزند و آنها را از جهاد باز دارند و اطراف تو خالى شود.
اما هيچ يك از اين توطئهها و تلاشها به جائى نرسيد، همه نقشههايشان نقش بر آب شد و تيرشان به سنگ خورد «تا بدانجا كه فتح و پيروزى فرا رسيد و حق آشكار گشت» «حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ».
«در حالى كه آنها از پيشرفت و پيروزى تو ناراحت بودند» «وَ هُمْ كارِهُونَ».
اما خواست و اراده بندگان در برابر اراده و مشيت پروردگار كمترين اثرى نمىتواند داشته باشد، خدا مىخواست تو را پيروز كند، آئينت را به سراسر جهان برساند، موانع را هر چه باشد از سر راه بردارد و بالاخره اين كار را كرد.
اما موضوع مهم اين است كه بدانيم آنچه در آيات فوق بيان شده، همانند مطالب ديگر قرآن، اختصاصى به عصر و زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نداشته است؛ چرا كه در هر جامعهاى هميشه گروهى منافق وجود دارند كه سعى مىكنند در لحظات حساس و سرنوشت ساز، با سمپاشى و سخنچينى افكار مردم را به هم بريزند، روح وحدت را از بين ببرند، و تخم شك و ترديد را در افكار بپاشند.
اما اگر جامعه بيدار باشد، مسلماً با يارى پروردگار- كه وعده پيروزى به دوستانش داده است- همه نقشههاى آنها خنثى مىشود و توطئههايشان در نطفه خفه مىگردد، به شرط اين كه مخلصانه جهاد كنند و با هوشيارى و دقت، مراقب اين دشمنان داخلى باشند.
***