تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن چنين دستور صريح و روشنى گويا همه چيز را به دست فراموشى سپردهاند، نه از فراهم ساختن نيروهاى معنوى و روانى براى مقابله با دشمن در ميان آنها خبرى هست، و نه از نيروهاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و نظامى، و عجب اين است كه: با اين فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنين دستور صريحى، باز خود را مسلمان مىدانيم، و گناه عقبافتادگى خود را به گردن اسلام مىافكنيم و مىگوئيم اگر اسلام آئين پيشرفت و پيروزى است پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهايم؟!
به عقيده ما اگر اين دستور بزرگ اسلامى (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) به عنوان يك شعار همگانى در همه جا تبليغ شود و مسلمانان از كوچك و بزرگ، عالم و غير عالم، نويسنده و گوينده، سرباز و افسر، كشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را به كار بندند، براى جبران عقبماندگيشان كافى است. «١»
سيره عملى پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان بزرگ اسلام نيز نشان مىدهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هيچ فرصتى غفلت نمىكردند، در تهيه سلاح و نفرات، تقويت روحيه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن، و به كار بستن هر گونه تاكتيك جنگى، هيچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمىداشتند.
معروف است در ايام جنگ «حنين» به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند: سلاح تازه و مؤثرى در «يمن» اختراع شده است، پيامبر صلى الله عليه و آله فوراً كسانى را به «يمن» فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهيه كنند! «٢»