تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
تناسب شايستگىها و لياقتها به مردم مىرسد، در ابتدا خدا نعمتهاى مادى و معنوى خويش را شامل حال اقوام مىكند، چنان چه نعمتهاى الهى را وسيلهاى براى تكامل خويش ساختند و از آن در مسير حق مدد گرفتند، و شكر آن را- كه همان استفاده صحيح است- به جا آوردند، نعمتش را پايدار، بلكه افزون مىسازد.
اما هنگامى كه اين مواهب وسيلهاى براى طغيان، سركشى، ظلم و بيدادگرى و تبعيض و ناسپاسى و غرور و آلودگى گردد، در اين هنگام نعمتها را مىگيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مىكند.
بنابراين، دگرگونىها همواره از ناحيه ما است و گرنه مواهب الهى زوالناپذير است.
***
در تعقيب اين هدف، بار ديگر قرآن به حال قدرتمندانى همانند فرعونيان و گروهى ديگر از اقوام پيشين اشاره مىكند و مىگويد: «وضع و حال و عادت بتپرستان در مورد سلب نعمتها و گرفتارى در چنگال كيفرهاى سخت، همچون وضع و حالت فرعونيان و اقوام پيشين بود» «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ».
«آنها نيز آيات پروردگارشان را كه به منظور هدايت، تقويت و سعادت آنان نازل شده بود تكذيب كرده و زير پا گذاشتند» «كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ».
«ما هم به خاطر گناهانشان هلاكشان كرديم» «فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ».
«و فرعونيان را در ميان امواج آب غرق ساختيم «وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ».
«و تمام اين اقوام و افرادشان ظالم و ستمگر بودند» «وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمينَ» هم نسبت به خويشتن و هم نسبت به ديگران.
***