تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
مؤمنان بر عهده ماست» «١» تخلف پذيرفته؟
يا اين كه مىگويد: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِيْنَ: «عزت و سربلندى از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است» «٢» منسوخ گشته؟!
و يا اين كه مىگويد: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ: «در كتب آسمانى پيشين نوشتيم كه زمين از آن بندگان صالح ماست» «٣» دگرگون شده است؟
آيا خداوند- العياذ باللّه- از انجام وعدههاى خود عاجز است؟
يا وعدههاى خويش را به دست فراموشى سپرده؟
و يا تغيير داده؟! ...
اگر چنين نيست پس چرا آن همه مجد و عظمت و قدرت و سربلندى و افتخار از ميان رفت؟!
قرآن مجيد در آيه كوتاه فوق، به همه اين سؤالها و صدها سؤال مانند آن يك پاسخ بيشتر نمىگويد و آن اين كه: سرى به اعماق قلبتان بزنيد، و نگاهى به زواياى اجتماعتان بيفكنيد، ببينيد دگرگونىها از ناحيه خود شما شروع شده است، لطف و رحمت خدا براى همگان گسترده است، شمائيد كه شايستگىها و لياقتها را از ميان بردهايد و به چنين روز غمانگيزى افتادهايد!
اين آيه تنها از گذشته سخن نمىگويد كه بگوئيم گذشته با همه تلخى و شيرينىهايش گذشته است و ديگر باز نمىگردد، و سخن از آن بيهوده است.
بلكه از امروز و آينده نيز سخن مىگويد، كه اگر بار ديگر به سوى خدا آئيد، پايههاى ايمان را محكم كنيد، انديشهها را بيدار سازيد، تعهدها و