تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨
تَراجَعَ النَّاسُ الى رَسُولُ اللَّهِ ...:
«ناگهان ديدم عمر بن خطاب در ميان مردم بود، گفتم: مردم چه كردند؟
گفت: قضاى الهى بود!، سپس مردم به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشتند». «١»
ولى اگر پيشداورىها را كنار بگذاريم و قرآن را مورد توجه قرار دهيم مىبينيم كه گروهبندى در ميان فراركنندگان قائل نشده است، بلكه همه را يكسان مذمت مىكند، كه پا به فرار گذاشتند.
نمىدانيم چه تفاوتى بين جمله «ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِيْنَ» كه در آيات فوق خوانديم، و جمله ديگرى كه در آيه ١٦ سوره «انفال» گذشت مىباشد، آنجا كه مىگويد: وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ الَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً الى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ:
«هر كس پشت به دشمن كند، به غضب پروردگار گرفتار خواهد شد، مگر كسى كه به منظور حمله به دشمن و يا پيوستن به گروهى از سربازان تغيير مكان دهد».
بنابراين، اگر اين دو آيه را در كنار هم قرار دهيم ثابت مىشود كه مسلمانان در آن روز- مگر گروه كمى- مرتكب خطاى بزرگى شدند، منتها بعداً توبه كردند و بازگشتند.
***
٣- ايمان و آرامش
«سَكينَة» در اصل از ماده «سُكون» به معنى يك نوع حالت آرامش و اطمينان است، كه هر گونه شك، دودلى، ترس و وحشت را از انسان دور مىسازد، و او را