تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥
حيوانات تشنه بيرون آورده، مىفرمايد: «او همانند سگ است كه اگر به او حمله كنى دهانش باز و زبانش بيرون است و اگر او را به حال خود واگذارى باز چنين است» «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ». «١»
او بر اثر شدت هواپرستى و چسبيدن به لذات جهان ماده، يك حال عطش نامحدود و پايانناپذير به خود گرفته كه همواره دنبال دنياپرستى مىرود، نه به خاطر نياز و احتياج، بلكه به شكل بيمار گونهاى همچون يك «سگِ هار» كه بر اثر بيمارى هارى حالت عطش كاذب به او دست مىدهد و در هيچ حال سيراب نمىشود، اين همان حالت دنياپرستان و هواپرستان دون همت است، كه هر قدر بيندوزند باز هم احساس سيرى نمىكنند.
سپس، اضافه مىكند: اين مَثَل مخصوص اين شخص معين نيست، بلكه «مثالى است براى همه جمعيتهائى كه آيات خدا را تكذيب كنند» «ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا».
و مىافزايد: «اين داستانها را براى آنها بازگو كن، شايد درباره آن بينديشند و مسير صحيحى را پيدا كنند» «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ».
***
دو آيه بعد، در واقع يك نتيجه كلى و عمومى از سرگذشت علماى دنياپرست گرفته، نخست مىگويد: «چه بد مَثَلى دارند آنها كه آيات ما را انكار كردند و چه بد عاقبت و سرنوشتى در انتظار آنها است» «ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا».
ولى آنها به ما ظلم و ستم نمىكردند، بلكه «بر خويشتن ستم روا مىداشتند» «وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ».