تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
به نمازهاى طواف كه از نمازهاى واجبه است اشاره شده.
ولى از نماز آيات كه مورد اتفاق تمام مسلمانان اعم از شيعه و سنى است ذكرى به ميان نيامده است، و هيچ مسلمانى را نمىيابيم كه بگويد چون نماز آيات در قرآن ذكر نشده و تنها در سنت پيامبر آمده نبايد به آن عمل كرد.
و يا اين كه چون در قرآن به بعضى از غسلها اشاره شده و سخن از ديگر غسلها به ميان نيامده است بايد از آن صرفنظر كرد، اين منطقى است كه هيچ مسلمانى آن را نمىپذيرد.
بنابراين، هيچ اشكالى ندارد كه قرآن تنها قسمتى از موارد خمس را بيان كرده باشد و بقيه را موكول به سنت نمايد و نظير اين مسأله در فقه اسلام بسيار زياد است.
با اين حال بايد ببينيم «غنيمت» در لغت و در نظر عرف چه معنى مىدهد؟!
آيا راستى منحصر به غنائم جنگى است و يا هر گونه درآمدى را شامل مىشود؟
آنچه از كتب لغت استفاده مىشود، اين است كه: در ريشه معنى لغوى اين كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مىآيد، نيفتاده است، بلكه هر درآمدى را شامل مىشود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مىكنيم:
در كتاب «لسان العرب» مىخوانيم:
وَ الْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ مِنْ غَيْرِ مَشَقَّةٍ ... وَ الْغُنْمُ، الغَنِيْمَةُ وَ الْمَغْنَمُ الْفَيْىءُ ...
وَ فِى الْحَدِيْثِ الرَّهْنُ لِمَنْ رَهَنَهُ لَهُ غُنْمُهُ وَ عَلَيْهِ غُرْمُهُ، غُنْمُهُ زِيادَتُهُ وَ نِمائُهُ وَ فاضِلُ قِيْمَتِهِ ... وَ غَنِمَ الشَّىْءَ فازَ بِهِ ...:
«غنم؛ يعنى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت، و غُنْم و غنيمت و مَغنَم