تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
نكتهها:
١- آيا الغاى يك جانبه پيمان صحيح است؟
مىدانيم در اسلام مخصوصاً اهميت فوقالعادهاى به مسأله وفاى به عهد و پايبند بودن به پيمانها- حتى در برابر كافران و دشمنان- داده شده است، با اين حال اين سؤال پيش مىآيد: چگونه قرآن دستور مىدهد پيمان مشركان يك جانبه لغو گردد؟
پاسخ اين سؤال با توجه به امور زير روشن مىشود:
اولًا- به طورى كه در آيات ٧ و ٨ همين سوره (چند آيه بعد) تصريح شده، اين لغو پيمان بدون مقدمه نبوده است، بلكه از آنها قرائن و نشانههائى بر نقض پيمان آشكار شده بود، و آنها آماده بودند در صورت توانائى بدون كمترين اعتنا به پيمانهائى كه با مسلمانها دارند، ضربه كارى را وارد سازند.
از اين جهت، اين كاملًا منطقى است اگر انسان ببيند، دشمن خود را آماده براى شكستن پيمان مىكند و علائم و قرائن آن در اعمال او به قدر كافى به چشم مىخورد، پيش از آن كه غافلگير شود اعلام لغو پيمان كرده و در برابر او به پا خيزد.
ثانياً- در پيمانهائى كه به خاطر شرايط خاص بر قوم و ملتى تحميل مىشود، و آنها خود را ناگزير از پذيرش آن مىبينند، چه مانعى دارد كه پس از قدرت و توانائى اين گونه پيمانها را به طور يك جانبه لغو كنند.
آئين بتپرستى نه يك مذهب بود و نه يك مكتب عاقلانه، بلكه يك روش خرافى، موهوم و خطرناك بود، كه مىبايست سرانجام از جامعه انسانى برچيده شود، و اگر قدرت و قوت بتپرستان در جزيره عرب به قدرى در آغاز كار زياد بود، كه پيغمبر صلى الله عليه و آله مجبور شد تن به صلح و پيمان با آنها در دهد، دليل اين