تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
اما اگر عامل دوم نيز بر چيده شود جوامع بشرى هيچ گونه مصونيتى در برابر مجازاتهاى دردناكى كه به خاطر گناهانشان در انتظار آنهاست نخواهند داشت.
اين مجازاتها در شكل حوادث دردناك طبيعى، و يا جنگهاى خانمانسوز و ويرانگر، يا اشكال ديگر، آشكار مىشوند، همان گونه كه انواع مختلف آن را را تا كنون ديده يا شنيدهايم.
در دعاى «كميل» كه از حضرت على عليه السلام نقل شده مىخوانيم: أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُنْزِلُ الْبَلاءَ: «خداوندا! گناهانى را كه مايه نزول بلاها مىشود بر من ببخش»! «١»
اين تعبير نشان مىدهد اگر استغفار نباشد بسيارى از گناهان مىتوانند سرچشمه نزول بلاها شوند.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه منظور از استغفار، گفتن و تكرار جمله «خدايا مرا ببخش» يا «أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى» نيست، بلكه روح استغفار يك حالت بازگشت به سوى حق و آمادگى براى جبران گذشته است.
***
در آيه بعد، مىگويد: اينها استحقاق عذاب الهى را دارند: «چرا خداوند آنها را عذاب نكند و حال آن كه مانع از رفتن مؤمنان به مسجدالحرام مىشوند» «وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ».
و اين اشاره به زمانى است كه مسلمانان در «مكّه» بودند و حق نداشتند آزادانه در كنار خانه خدا اقامه نماز جماعت كنند و با انواع مزاحمتها و شكنجهها رو به رو مىشدند.