تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
چراگاهها رها شدهاند و از اين طرف و آن طرف خرده علفى بر مىگيرند». «١»
به تعبير ديگر، گروهى مرفهند همچون گوسفندان پروارى، و گروهى نامرفه مانند گوسفندانى كه در بيابانها در به در دنبال آب و علف مىگردند و هر دو گروه هدفشان جز شكم چيزى نيست!
آنچه در بالا گفته شد ممكن است درباره يك فرد صادق باشد و يا درباره يك ملت، ملتهائى كه انديشههاى خود را از كار انداختهاند و به سرگرمىهاى ناسالم روى آوردهاند و در ريشههاى بدبختى خود نمىانديشند و در عوامل ترقى فكر نمىكنند، نه گوش شنوا دارند و نه چشم بينا، آنها نيز دوزخى هستند نه تنها در دوزخ قيامت، بلكه در دوزخ زندگى اين دنيا نيز گرفتارند.
***
در آيه بعد، اشاره به وضع گروه بهشتى كرده، صفات آنان را بيان مىكند، نخست، براى بيرون آمدن از صف دوزخيان، مردم را به توجه عميق به اسماء حسناى خدا دعوت نموده، مىفرمايد: «براى خدا نامهاى نيكى است، خدا را به آنها بخوانيد» «وَ لِلَّهِ الأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها».
منظور از «اسماء حسنى»، صفات مختلف پروردگار است كه همگى نيك و همگى «حسنى» است.
مىدانيم خدا عالم است، قادر است، رازق است، عادل است، جواد است، كريم است و رحيم است، و همچنين داراى صفات نيك فراوان ديگرى از اين قبيل مىباشد.
منظور از خواندن خدا به اين نامها تنها اين نيست كه اين الفاظ را بر زبان جارى كنيم و مثلًا بگوئيم: يا عالِمُ، يا قادِرُ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ، بلكه در واقع