تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
دقت در مضمون اين دو آيه نشان مىدهد كه: با چهار دليل، منطق بتپرستان ابطال گرديده و سرّ اين كه قرآن با استدلالهاى مختلف، پيرامون اين مسأله بحث مىكند و هر زمان برهانى تازه ارائه مىدهد اين است كه: «شرك» بدترين دشمن ايمان و سعادت فرد و جامعه است، و چون ريشهها و شاخههاى گوناگونى در افكار بشر دارد، و هر زمان به شكل تازهاى ظهور مىكند و جوامع انسانى را مورد تهديد قرار مىدهد، لذا قرآن از هر فرصتى براى قطع اين ريشه خبيث و شاخههايش استفاده مىنمايد.
نخست مىگويد: «آنهائى را كه شما جز خدا مىخوانيد و عبادت مىكنيد و از آنان يارى مىطلبيد بندگانى همچون خود شما هستند»! «إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ».
بنابراين، معنى ندارد كه انسان در مقابل چيزى كه مثل خود او است، به سجده بيفتد و دست نياز به سوى او دراز كند و مقدرات و سرنوشتش را در دست او بداند.
به تعبير ديگر: مفهوم آيه اين است: اگر دقت كنيد مىبينيد، آنها هم جسم دارند و اسير زنجير مكان و زمان هستند و محكوم قوانين طبيعتند و هم محدود از نظر عمر و زندگى و توانائىهاى ديگر، خلاصه هيچ امتيازى بر شما ندارند، تنها با خيال و وهم و امتيازى براى آنها ساختهايد.
در اين كه چرا در اين آيه به معبودهاى بتپرستان «عِباد» جمع «عبد» به معنى بنده اطلاق شده در حالى كه «عبد» را به «موجود زنده» مىگويند، تفسيرهاى متعددى وجود دارد.
نخست اين كه: ممكن است اشاره به معبودهاى انسانى، همچون مسيح عليه السلام براى مسيحيان، و فرشتگان براى بتپرستان عرب، و امثال آن بوده باشد.