تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
جزاى امنيتى است كه حكومت اسلامى براى اقليتهاى مذهبى فراهم مىسازد.
«جِزْيَه» قبل از اسلام هم بوده است، بعضى معتقدند: نخستين كسى كه «جِزْيَه» گرفت، «انوشيروان» پادشاه ساسانى بود.
ولى اگر اين مطلب را مسلّم ندانيم، حداقل «انوشيروان» كسى بود كه از ملت خود جزيه مىگرفت، و از همه كسانى كه بيش از بيست سال و كمتر از پنجاه سال داشتند و از كاركنان حكومت نبودند، از هر نفر به تفاوت، ١٢ يا ٨ يا ٦ يا ٤ درهم ماليات سرانه اخذ مىكرد.
فلسفه اصلى اين ماليات را چنين نوشتهاند كه: دفاع از موجوديت و استقلال و امنيت يك كشور وظيفه همه افراد آن كشور است.
بنابراين، هر گاه جمعى عملًا براى انجام اين وظيفه قيام كنند، و عدهاى ديگر به خاطر اشتغال به كسب و كار نتوانند در صف سربازان قرار گيرند وظيفه گروه دوم اين است كه هزينه جنگجويان و حافظان امنيت را به صورت يك ماليات سرانه در سال بپردازند.
قرائنى در دست داريم كه اين فلسفه را در مورد «جزيه» چه قبل از دوران اسلام و چه در دوران اسلامى تأييد مىكند.
گروه سنى جزيه دهندگان در عصر «انوشيروان» كه هم اكنون نقل كرديم (ما بين بيست تا پنجاه سال) گواه روشنى بر اين مطلب است؛ زيرا اين گروه سنى در حقيقت مربوط به كسانى بوده است كه قدرت حمل اسلحه و شركت در حفظ امنيت و استقلال كشور را داشتهاند، ولى به خاطر اشتغال به كسب و كار به جاى آن جزيه مىپرداختند.
گواه ديگر اين كه در اسلام «جزيه» بر مسلمانان لازم نيست؛ زيرا جهاد بر همه واجب است و به هنگام لزوم، همگى بايد در ميدان نبرد در برابر دشمن