تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١
مىشود.
اين كلمه در «نهج البلاغه» در موارد زيادى به همين معنى آمده است، در خطبه ٧٦ مىخوانيم:
إِغْتَنَمَ الْمُهَلَ: «فرصتها و مهلتها را غنيمت شمرد».
در خطبه ١٢٠ مىفرمايد:
مَنْ أَخَذَ بِها لَحِقَ وَ غَنِمَ: «كسى كه به آئين خدا عمل كند به سر منزل مقصود مىرسد و بهره مىبرد».
در نامه ٥٣ به «مالك اشتر» مىفرمايد:
وَ لاتَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ: «در برابر مردم مصر همچون حيوان درندهاى مباش كه خوردن آنها را غنيمت و درآمدى براى خود فرض كنى».
در نامه ٤٥ به «عثمان بن حنيف» مىفرمايد:
فَوَ اللَّهِ ما كَنَزْتُ مِنْ دُنْياكُمْ تِبْراً وَ لَاادَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِها وَفْراً: «به خدا سوگند از دنياى شما طلائى نياندوختم و از غنائم و درآمدهاى آن اندوختهاى فراهم نكردم».
در كلمات قصار، جمله ٣٣١ مىفرمايد:
إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطَّاعَةَ غَنِيْمَةَ الأَكْياسِ: «خداوند اطاعت را غنيمت و بهره هوشمندان قرار داده است».
و در نامه ٣١ مىخوانيم:
وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فِى حالِ غِناكَ: «هر كس در حال بىنيازيت از تو قرضى بخواهد غنيمت بشمار»!
و نظير اين تعبيرات بسيار فراوان است كه همگى نشان مىدهد «غنيمت»