تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
متفرق گردند و فكر حمله را از سر بيرون كنند.
اين دستور به خاطر آن است كه: دشمنان ديگر و حتى دشمنان آينده، عبرت گيرند، و از دست زدن به جنگ خوددارى كنند.
و همچنين آنها كه با مسلمانان پيمانى دارند و يا در آينده پيمانى خواهند بست از نقض پيمان خوددارى كنند «و شايد همگى متذكر شوند» «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ».
***
و در آيه بعد مىافزايد: «و اگر آنها در برابر تو در ميدان حاضر نشدند ولى قرائن و نشانههائى از آنها ظاهر شده است كه در صدد پيمانشكنى هستند و بيم آن مىرود كه دست به خيانت بزنند و پيمان خود را بدون اعلام قبلى يك جانبه نقض كنند، تو پيشدستى كن، و به آنها اعلام نما كه پيمانشان لغو شده است» «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ».
مبادا بدون اعلام الغاء پيمانشان به آنها حمله كنى؛ «زيرا خداوند خائنان و كسانى كه در پيمان خويش، راه خيانت در پيش مىگيرند دوست نمىدارد» «إِنَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْخائِنينَ».
گر چه در آيه فوق به پيامبر اجازه داده شده كه در زمينه ترس از خيانت و پيمانشكنى دشمن، پيمان آنها را لغو كند ولى روشن است اين ترس بدون دليل نخواهد بود، حتماً در زمينهاى است كه آنها مرتكب اعمالى مىشوند كه نشان مىدهد در فكر پيمانشكنى و زد و بند با دشمن و حمله غافلگيرانه هستند، اين مقدار از قرائن و علائم اجازه مىدهد كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيمان آنها را لغو شده اعلام كند.
جمله «فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ» از ماده «نَبْذ» به معنى افكندن و يا به معنى اعلام كردن