تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥
حقانيت حق، و باطل بودن باطل، پى نمىبرد.
و نيز گفتهاند: منظور اين است كه مردم بايد تا فرصت دارند در انجام طاعات و كار نيك تلاش كنند؛ زيرا خداوند ميان انسان و قلبش به وسيله مرگ حائل ايجاد مىكند.
اما با يك نظر كلى مىتوان همه اين تفسيرها را در يك تفسير واحد جمع كرد و آن اين كه خداوند در همه جا حاضر و ناظر و به همه موجودات احاطه دارد در عين اين كه با موجودات اين جهان يكى نيست از آنها هم جدا و بيگانه نمىباشد، مرگ و حيات، علم و قدرت، آرامش و امنيت، توفيق و سعادت همه در دست او و به قدرت اوست و به همين دليل، نه انسان چيزى را مىتواند از او مكتوم دارد، نه كارى را بىتوفيق او انجام دهد، و نه سزاوار است به غير او روى آورد و از غير او تقاضا كند؛ چرا كه او مالك همه چيز است و محيط به تمام وجود انسان!
ارتباط اين جمله با جمله قبل، از اين نظر است كه اگر پيامبر دعوت به سوى حيات مىكند فرستاده كسى است كه حيات و مرگ و هدايت و عقل همه به دست اوست.
لذا براى تأكيد اين موضوع مىگويد: نه تنها امروز در محدوده قدرت او قرار داريد كه در سراى ديگر نيز به سوى او خواهيد رفت اينجا و آنجا همه در برابر او قرار داريد.
***
در آيه بعد، به عواقب شوم عدم پذيرش دعوت حياتبخش خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله، اشاره مىكند و مىفرمايد: «از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها دامن ستمكاران شما را نمىگيرد بلكه همه را فرا خواهد گرفت» «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاتُصيبَنَّ الَّذينَ