تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦
لَبَّيْكَ» مخصوصاً انصار در اين بازگشت پيشقدم بودند، و حمله سختى از هر جانب به سپاه دشمن كردند، و با يارى پروردگار به پيشروى ادامه دادند، آن چنان كه طايفه «هوازن» به طرز وحشتناكى به هر سو پراكنده شدند و پيوسته مسلمانان آنها را تعقيب مىكردند.
حدود يكصد نفر از سپاه دشمن كشته شد و اموالشان به غنيمت به دست مسلمانان افتاد و گروهى نيز اسير شدند. «١»
و در پايان اين نقل تاريخى مىخوانيم كه: پس از پايان جنگ نمايندگان قبيله «هوازن» خدمت پيامبر آمدند و اسلام را پذيرفتند و پيامبر به آنها محبت زياد كرد و حتى «مالك بن عوف» رئيس و بزرگ آنها اسلام را پذيرفت، پيامبر صلى الله عليه و آله اموال و اسيرانش را به او بر گرداند، و رياست مسلمانان قبيلهاش را به او واگذار كرد.
در حقيقت عامل مهم شكست مسلمانان در آغاز كار، علاوه بر غرورى كه به خاطر كثرت جمعيت پيدا كردند وجود دو هزار نفر از افراد تازه مسلمان بود كه طبعاً جمعى از منافقان، و عدهاى براى كسب غنائم جنگى و گروهى بىهدف در ميان آنها وجود داشتند، و فرار آنها در بقيه نيز اثر گذاشت.
و عامل پيروزى نهائى، ايستادگى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام و گروه اندكى از ياران و يادآورى خاطره پيمانهاى پيشين، ايمان به خدا و توجه به حمايت خاص او بود.
***
٢- چه كسانى فرار كردند؟
شك نيست كه در اين ميدان اكثريت قريب به اتفاق در آغاز كار فرار كردند،