تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
اثر تعصب و لجاجت در مقام انكار بر آمدند، چنين افرادى بر اثر اعمالشان شايستگى هدايت را از دست دادهاند و ديگر خدا و پيامبرش را با آنها كارى نيست.
اين آيه جواب دندانشكنى است براى پيروان مكتب جبر، و نشان مىدهد كه سرچشمه همه سعادتها از خود انسان شروع مىشود و خداوند هم بر طبق آمادگىها و شايستگىهائى كه مردم از خود نشان مىدهند با آنها رفتار مىكند.
***
نكتهها:
١- برداشت نادرست
گاهى بعضى از افراد تازهكار با آيه فوق يك قياس منطقى درست مىكنند و از آن نتيجه گيجكنندهاى براى خود مىگيرند، مىگويند: قرآن در آيه بالا مىگويد:
«اگر خدا خيرى در آنها مىديد حق را به گوش آنها مىرساند».
«اگر حق را به گوش آنها برساند سرپيچى مىكنند».
نتيجه اين دو اين مىشود: «اگر خداوند خيرى در آنها مىديد سرپيچى مىكنند»! كه اين نتيجه، نتيجه درستى نيست.
اشتباه آنها در اين است كه جمله «حق را به گوش آنها مىرساند» در قسمت اول سخن مفهومش اين است كه اگر آنها زمينه آمادهاى مىداشتند حق را به گوش آنها مىرساند.
ولى در قسمت دوم سخن، مفهومش اين است كه اگر با فراهم نبودن زمينه، چنين كارى را كند آنها سرپيچى مىكنند.
بنابراين، جمله فوق در دو معنى مختلف و جداگانه به كار رفته است، بر اين