تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
در آيه دوم به نقطه مقابل جامعه اسلامى، يعنى جامعه كفر و دشمنان اسلام اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها كه كافر شدند بعضى اولياى بعضى ديگرند» «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ».
يعنى، پيوند آنها تنها با خودشان است، و شما حق نداريد با آنها پيوندى داشته باشيد، و از آنها حمايت كنيد و يا آنها را به حمايت خود دعوت نمائيد، نه به آنها پناه دهيد و نه از آنها پناه بخواهيد.
به طور خلاصه، نه آنها در تار و پود جامعه اسلامى داخل باشند، و نه شما در تار و پود جامعه آنها.
سپس به مسلمانان هشدار مىدهد: «اگر اين دستور مهم اسلامى را انجام ندهيد (و آن را ناديده بگيريد) فتنه و فساد عظيمى در زمين و در محيط جامعه شما به وجود خواهد آمد» «إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرٌ».
چه فتنه و فسادى از اين بالاتر كه خطوط پيروزى شما محو مىگردد و دسائس دشمنان در جامعه شما كارگر مىشود، و نقشههاى شوم آنها در راه برانداختن آئين حق و عدالت از نو جان مىگيرد.
***
در سومين آيه مورد بحث، بار ديگر روى اهميت مقام مهاجران، انصار، موقعيت، تأثير و نفوذ آنها در پيشبرد اهداف جامعه اسلامى تكيه كرده و از آنها به اين گونه تقدير مىكند:
«آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنها كه پناه دادند و يارى كردند، مؤمنان حقيقى و راستين هستند» «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً».