تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
در آيات گذشته، خداوند گروهى از مؤمنان را سرزنش كرد كه: چرا به هنگام صدور فرمان جهاد، سنگينى به خرج مىدهند؟
و فرمود: دستور جهاد به سود خود شما است و گرنه خدا مىتواند به جاى افراد بىاراده و تن پرور مردمى شجاع، با ايمان و مصمم قرار دهد، بلكه حتى بدون آن هم قادر است پيامبر صلى الله عليه و آله خود را حفظ كند، آن چنان كه در داستان «غار ثور» و «لَيْلَةُ الْمَبِيْت» حفظ نمود.
عجب اين كه چند تار «عنكبوت» كه بر دهانه «غار» تنيده شده بود، سبب انحراف فكر دشمنان لجوج و سركش شد، از در «غار» بازگشتند و پيامبر خدا سالم ماند.
جائى كه خداوند با چند تار عنكبوت مىتواند مسير تاريخ بشر را دگرگون سازد، چه نيازى به كمك اين و آن دارد تا بخواهند ناز كنند؟
در حقيقت همه اين دستورات براى تكامل و پيشرفت خود آنها بود، نه براى رفع نيازمندى خداوند.
به دنبال اين سخن، بار ديگر مؤمنان را دعوت همه جانبه به سوى جهاد مىكند و مسامحه كنندگان را مورد سرزنش قرار مىدهد.
نخست مىفرمايد: «همگى به سوى ميدان جهاد حركت كنيد خواه سبكبار باشيد يا سنگين بار» «انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا».
«خِفاف» جمع «خفيف» است و «ثِقال» جمع «ثقيل»، اين دو كلمه مفهوم جامعى دارد كه همه حالات انسان را شامل مىشود.
يعنى اعم از اين كه جوان باشيد يا پير، مجرد باشيد يا متأهل، كم عائله باشيد، يا پرعائله، غنى باشيد يا فقير، بدون گرفتارى باشيد يا گرفتار، زراعت و باغ و تجارت داشته باشيد يا نه، در هر صورت، در هر حال و در هر موقعيت بر