تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
و بعضى ديگر آن را اشاره به دشمنان آينده مسلمانان همچون امپراطورى روم و دربار ساسانيان كه در آن روز مسلمانان احتمال درگيرى با آنها را نمىدادند، دانستهاند.
ولى آنچه صحيحتر به نظر مىرسد آن است كه منظور منافقانند؛ زيرا آنها در ميان صفوف مسلمين به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگى كامل سپاه اسلام آنان نيز به وحشت مىافتادند و دست و پاى خود را جمع مىكردند.
شاهد اين موضوع آيه ١٠١ سوره «توبه» است كه مىگويد: وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِيْنَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ: «بعضى از اهل مدينه در نفاق و دوروئى جسور و سركش هستند تو آنها را نمىشناسى ولى ما آنها را مىشناسيم».
اين احتمال نيز وجود دارد كه تمام گروههاى دشمنان ناشناخته اسلام اعم از منافقان و غير آنها در مفهوم آيه جمع باشند.
علاوه بر اين، آيه متضمن دستورى براى امروز مسلمانان نيز هست و آن اين كه تنها نبايد روى دشمنان شناختهشده خود تكيه كنند و آمادگى خويش را در سر حدّ مبارزه با آنها محدود سازند، بلكه دشمنان احتمالى و بالقوه را نيز بايد در نظر بگيرند و حداكثر نيرو و قدرت لازم را فراهم كنند و اگر به راستى مسلمانان چنين نكتهاى را در نظر مىداشتند، هيچ گاه گرفتار حملات غافلگيرانه دشمنان نيرومند نمىشدند.
***
٥- امكانات و تهيه ابزار نظامى
نكته ديگر مسأله سرمايه و امكانات براى تهيه ابزار است كه به آن اشاره مىكند و آن اين كه: تهيه نيرو و قوه كافى و ابزار و اسلحه جنگى، و وسائل