تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
٣٤- چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از (عبادت موحدان در كنار) مسجدالحرام جلوگيرى مىكنند در حالى كه سرپرست آن نيستند، سرپرست آن فقط پرهيزكارانند ولى بيشتر آنها نمىدانند.
٣٥- نماز آنها (كه مدعى هستند ما هم نماز داريم) نزد خانه (خدا) چيزى جز صوت كشيدن و كف زدن نبود، پس بچشد عذاب (الهى) را به خاطر كفرتان!
تفسير:
بيهودهگويان
در آيه گذشته نمونهاى از منطق عملى «مشركان» خرافى «مكّه» بيان شد، در آيات مورد بحث نمونهاى از منطق فكرى آنها منعكس شده است تا روشن شود آنها نه داراى سلامت فكر بودند و نه درستى عمل، بلكه همه برنامههايشان بىاساس و ابلهانه بود!
در آيه نخست مىگويد: «هنگامى كه آيات ما بر آنها خوانده شود مىگويند آن را شنيديم (اما چيز مهمى نيست) اگر بخواهيم مثل آن را مىگوئيم»! «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا».
«اينها كه محتواى مهمى ندارد، همان افسانههاى پيشينيان است»! «إِنْ هذا إِلَّا أَساطيرُ الأَوَّلينَ».
اين سخن را در حالى مىگفتند كه بارها به فكر مبارزه با قرآن افتاده، و از آن عاجز گشته بودند.
آنها به خوبى مىدانستند توانائى معارضه با قرآن را ندارند، ولى از روى تعصب و كينهتوزى و يا براى اغفال مردم مىگفتند: اين آيات مهم نيست ما هم مثل آن را مىتوانيم بياوريم اما هيچ گاه نياوردند.