تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
و اين نشان مىدهد: افرادى آن اعمال را كه در دوران جاهليت انجام داده بودند با ايمان و جهاد مقايسه مىكردند، كه قرآن صريحاً مىگويد: اين دو برابر نيستند، نه مقايسه «جهاد» با «عمران مسجدالحرام» و «سقاية الحاج» (دقت كنيد).
ثانياً- جمله «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» نشان مىدهد كه اعمال گروه اول توأم با ظلم بوده است، و اين در صورتى است كه در حال شرك واقع شده باشد، چه اين كه قرآن مىگويد: انَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيْمٌ: «شرك گناه بزرگى است». «١»
و اگر مقايسه ميان «ايمان» و «سقايت حاج توأم با ايمان و جهاد» بوده باشد، جمله «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» مفهومى نخواهد داشت.
ثالثاً- آيه دوم مورد بحث كه مىگويد: آن كسانى كه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد نمودند مقام والاترى دارند، مفهومش اين است: از كسانى كه ايمان و هجرت و جهاد نداشتند، برترند، و اين با حديث «نعمان» سازش ندارد؛ زيرا گفتگو كنندگان طبق آن حديث همه از مؤمنان بودند و شايد در مهاجرت و جهاد شركت داشتند.
رابعاً- در آيات گذشته (آيات ١٧ و ١٨) سخن از اقدام مشركان به عمران مساجد بود (ما كانَ لِلْمُشْرِكِيْنَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ) و آيات مورد بحث كه به دنبال آن قرار دارد، همان موضوع را تعقيب مىكند، و اين نشان مىدهد كه «عمران مسجدالحرام» و «سقايت حاج» در حال شرك موضوع بحث اين آيات است و اين چيزى است كه با روايت «نعمان» تطبيق نمىكند.
تنها مطلبى كه ممكن است در برابر اين استدلالات گفته شود، اين است كه