تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٢
منتها افراد با ايمان و خداپرست كه به علم، حكمت، لطف و رحمت او مؤمن هستند، همه اين مقدرات را مطابق «نظام احسن» و مصلحت بندگان مىدانند، و هر كس بر طبق شايستگىهائى كه اكتساب كرده است، مقدراتى متناسب آن دارد، يعنى:
يك جمعيت منافق و ترسو و تنبل و پراكنده محكوم به فنا هستند، و اين سرنوشت براى آنها حتمى است.
اما يك جمعيت با ايمان و آگاه، و متحد و مصمم جز پيروزى، سرنوشتى ندارند.
بنابر آنچه گفته شد روشن مىشود كه: آيات فوق نه با اصل آزادى اراده و اختيار منافات دارد و نه دليلى بر سرنوشت جبرى انسانها و بىاثر بودن تلاشها و كوششها است.
***
٢- در قاموس مؤمنان شكست وجود ندارد
در آخرين آيه مورد بحث، به منطق عجيب محكمى برخورد مىكنيم كه راز اصلى همه پيروزىهاى مسلمانان نخستين در آن نهفته شده است، و اگر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هيچ تعليم و دستورى جز اين نداشت براى تضمين پيروزى پيروانش كافى بود، و آن اين كه:
مفهوم شكست و ناكامى را به كلى از صفحه روح آنها زدوده، و به آنها ثابت كرده كه در هر حال شما پيروزيد، كشته شويد، پيروزيد، و دشمن را هم بكشيد، باز هم پيروزيد.
شما دو راه در پيش داريد كه از هر كدام برويد به منزل مقصود خواهيد رسيد، بيراهه و پرتگاه مطلقاً در مسير شما وجود ندارد: